نقش ممتاز دين و پيام آوران الهي در توليد علم و جنبش نرم افزاري
نيمي از متصرفات آسيايي دولت روم، همه ايران و مصر و بيشتر شمال آفريقا را بگشايند و به سوي اسپانيا پيش تازند. به راستي اين نمود تاريخي كه از عربستان طلوع كرد و در نتيجه، آن اعراب بر نيمي از حوزه مديترانه تسلط يافتند و دين اسلام را در آن جا بسط دادند، از عجيب ترين حوادث اجتماعي قرون وسطي است. (1)
پرسش اصلي مقاله حاضر اين است كه رمز اصلي اين تحول بزرگ تاريخي چه بوده است؟ گرچه پژوهش همه جانبه اين پرسش به طرح تحقيقي كلان و جامع و دقيق نيازمند است. اما يكي از مهمترين رمزهاي اصلي تحول جنبش نرمافزاري و شكوفايي تمدن اسلامي، تأكيدهاي مكرر دين مبين اسلام، پيامبر اكرم (ص) و اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) و انبياء الهي در طول تاريخ بر ضرورت تعليم و تربيت و توليد علم و صنعت و جنبش نرمافزاري و به كارگيري مهارتهاي فني و تخصصي و تلاش در جهت توسعه علمي بود كه به نظر نگارنده نخستين و مهمترين زير ساخت تحولات خرد و كلان انساني و اجتماعي است. به همين جهت انبياء الهي و اولياء خداوند، بنيان گذاران توسعه علمي جنبش نرم افزاري در طول تاريخ به شمار ميآيند.
قرآن كريم به نقش ممتاز دين و پيامبران الهي در جنبش نرم افزاري و بازسازي و باز توليد فرهنگ وتمدن بزرگ اسلامي اشاره كرده است و بي شك مي توان گفت: اگر بخواهيم در توسعه علمي و بازسازي و باز توليد فرهنگ و تمدن اسلامي، گامهاي اساسي را برداريم بايد به نقش ممتاز دين و انبياء الهي توجه كرده و ضمن رويكرد به رهيافت توسعه علمي و جنبش نرم افزاري و توليد انبوه علم و صنعت از روش و سيره و رهنمودهاي آنان استفاده كنيم.
نگرشي بر مباني آيت الله بهجت در جنبش نرم افزاري
لازم به ذكر است جرقه اصلي اين مقاله توسط استاد عزيزم، بهجت و سرور عارفان و آيت بصيرت، آيت الله حاج شيخ محمد تقي بهجت، زده شد كه در درسها و دستورالعملهاي عرفاني خويش، ضمن تأكيد بر «نقش ممتاز دين و ايمان در رشد علمي» و «اهميت و جايگاه ويژه عمل به معلومات» نسبت به ارتقاء كميت و كيفيت درتوليد فكر وعلم، و «نقش نورانيت انسان و معنويات وي در توسعه علمي و جنبش نرمافزاري» انگيزه نگارنده را در پژوهش «نقش ممتاز دين در توسعه همه جانبه علوم و بررسي ردپاي انبياي الهي در توليد علم و صنعت و جنبش نرمافزاري تقويت نمود.
ايشان عمري را در اشتغال فقه آل محمد (ص) سپري نموده و با استفاده از محضر اساتيد بزرگي چون علامه غروي اصفهاني معروف به كمپاني، سيد ابوالحسن اصفهاني، آيت الله نائيني، شيخ كاظم شيرازي، آقاضيا عراقي، مرحوم حجت كوه كمري و آيت الله بروجردي، با طريقه اي عالي وسبكي دل نشين به استنباط و توسعه علمي ميپردازد. مفتاح استنباط را ضروريات و يقينيات و ارتكازيات قرار داده و ارزش زيادي براي عقل قائل است. وي آخرين مدارج احكام الهي را در همان بدو امر، با قدرت شگفت و ذكاوت وافرش به چنگ ميآورد. از ويژگيهاي ايشان اين است كه در هر فرع فقهي، نخست به طبع عقلي قضيه ميپردازد و از آراء مختلف بزرگان و علماي شيعه، ذكري جامع و مشبع فراهم ميآورد و مقاصد فقيهان را بر مجمعي زيبا حمل مينمايد. عروه اجتهاد را سيره ائمه هدي (عليهم السلام) قرار داده و از روش متشرعه و ارتكازات آنها، بهرهها ميجويد.
اكنون به برخي از مباحث ايشان در جنبش نرم افزاري و توليد علم اشاره ميكنيم: آيت الله بهجت (زيد عزه) مانع اصلي ما را در توسعه علمي و جنبش نرم افزاري، فقدان عبوديت و بندگي خداوند و عدم عمل به رهنمودهاي انبياء الهي ميدانند.
وي بر اين باور است كه «اصالت دادن به عمل و ترك معصيت در اعتقاديات و عمليات»، راهگشاي تمامي علوم و سبب شكوفايي دوباره فرهنگ و رسيدن به تمدن بزرگ اسلامي و حل همه معضلات و مجهولات است. ايشان در كتاب «به سوي محبوب» ميگويند:
«چاره اي نيست از اينكه بايد به سوي خدا برويم، اگر به سوي خدا نرفتيم، علاج انسان در هر مرحله اي كه باشد اصلاح نفس است و بدون تزكيه نفس،كار وي سرانجامي نخواهد داشت.(2) وي در يكي از بياناتش در ذيل حديثي ميفرمايد: «من عمل بما علم ورثه الله علم ما لا يعلم» (3)؛ «يعني هر كس كه به معلوماتش عمل كند، خداوند مجهولاتش را روشن ميكند، درست مانند معلوماتي كه فعلاً دارد و در زمان طفوليت نداشت و به تدريج خداوند همين معلومات را به او ياد؛ بنابراين اگر كسي معلوماتش را زير پاي نگذاشت، بايد به او گفت: برو راحت باش. ديگر خاطرت جمع باشد. سر وقتش به آنچه كه محتاجي عالم ميشوي.» حتي در روايتي، اطمينان بالاتر و محكم تري داده شده است: «من عمل بما علم كفي مالم يعلم»؛ اي كسي كه به داشتههايت عمل ميكني به فكر هيچ چيز ديگر نباش. بقيه امور با آنهايي است كه همين مقدار را براي شما معلوم كرده اند، اضافه بر آن را نيز همين افراد (انبياء و اولياء الهي) اعلام ميكنند. پس، غصه نخور! تو بايد وظيفه ات را به خوبي بشناسي و عمل كني، همه مشكلات برطرف ميگردد.» (4)
بنابراين اگر انبياي الهي بنيان گذاران علوم و جنبش نرم افزاري هستند؛ به اين دليل است كه به معلومات خويش عمل نمودند و در عرصههاي مختلف فقط بندگي خدا را تنها راه سعادت دنيا و آخرت دانستند.
1. نقش انبياي الهي در جنبش نرم افزاري
يكي از آموزه هاي قرآن كريم، تلاش در جهت بهكارگيري تكنولوژي و رشد صنعت و افزايش مهارتهاي فني و شغلي در تحقق امر توسعه اجتماعي،اقتصادي و توسعه فرهنگي و كسب استقلال در عرصه هاي مختلف جامعه اسلامي است. گرچه وظيفه اصلي انبياء الهي، هدايت بشر به سوي كمال حقيقي و سعادت ابدي است، ولي پوشيده نيست كه نقش مهمي را در فرهنگ توليد و تعليم صنعتهاي پنهان و رشد و ارتقاء مهارتهاي فني و توسعه اجتماعي، اقتصادي و توليد علم در عرصه هاي مختلف مادي و معنوي ايفا نمودند. تأكيد اولياي الهي بر نقش ممتاز علم در رشد دنيوي و اخروي نيز در همين راستا است: «من اراد الدنيا فعليه بالعلم و من اراد الاخره فعليه بالعلم و من ارادهما معا فعليه بالعلم». قرآن كريم در موارد مختلفي به رازگشايي الهي از اسرار طبيعت و حقايق ناشناخته و پيشرفت تمدن بشر اشاره كرده است. نمونههايي از اين موارد را در زندگي حضرت داود و سليمان و ذوالقرنين (عليهم السلام) ميتوان مورد بررسي و مطالعه قرار داد. منبع اصلي اين گونه بررسيها و مطالعات را ميتوان در سوره انبياء آيات 78-82، سوره كهف آيه 83-97، سوره سبا آيه 10-13، سوره هود آيه 77، سوره مؤمنون آيه 27 و آيات فراواني از قرآن كريم يافت.
2. كلام متكلمان الهي در تأييد نقش ممتاز انبياء الهي در توسعه علمي
متكلمان الهي نيز در فوايد و بركات بعثت انبياء الهي به حل بزرگترين معضلات و مسائل بشري و آموزش صنعتهاي پيچيده، پنهان و ظريف كه عقل بشر به راحتي به آن نميرسد، اشاره كرده و گفتهاند:«البعثه حسنه لاشتمالها علي فوايد كمعاضده العقل فيما يدل عليه و ... تعليم الصنايع الخفيه والاخلاق و السياسات و الاخبار بالعقاب و الثواب فيحصل اللطف للمكلف»؛ يعني بعثت انبياء نيكوست، زيرا مشتمل بر فوايد فراواني است مانند: هماهنگي عقل در آنچه بر عقل دلالتي داشته باشد ، (5)آموزش صنعتهاي پنهان، اخلاق و سياستها و خبر دادن به عذاب و ثواب پس در پرتو بعثت انبياء الهي براي مكلف، لطف حاصل ميگردد.» بنابراين يكي از فوايد و بركات انبياء الهي براي جوامع بشري، توليد علم و صنعت و آموزش در عرصههاي مختلف صنعتي، اخلاقي، اجتماعي، سياسي واقتصادي است.
3. مواردي از توليد علم و آموزش صنعت توسط پيامبران الهي
1-3. داوود (ع) بنيانگذار صنعت زره سازي: خداوند متعال صنعت زرهسازي را به حضرت داود آموخت تا باعث حفظ و نگهداري انسان در جنگ و مبارزه گردد. «وعلمناه صنعه لبوس لكم لتحصنكم من باسكم فهل انتم تشكرون»؛ ما به داوود صنعت زره ساختن آموختيم تا شما را از زخم شمشير و آزار يكديگر محفوظ دارد؛ آيا شكر الهي را به جا ميآوريد؟ (6)
2-3. نقش و تأثير آموزش صنعت ذوب و اصلاح آهن در جنبش نرم افزاري: قرآن كريم به رام شدن آهن در دست داود و نقش آن در توسعه علمي اشاره مينمايد: «... و النا له الحديد ان اعمل سابغات و قدر في السرد و اعملوا صالحا اني بما تعملون بصير». برخي از مفسران در ذيل اين آيه ميگويند:چنان آهن در دست داود مانند موم نرم ميشد كه ميتوانست انواع وسايل (7) نظامي مثل شمشير، زره و نيزه بسازد. در اين آيه خداوند ميفرمايد: «ما آهن را براي داوود نرم كرديم و به داوود امر كرديم كه از آهن زره وسيع و كامل بساز و حلقه هاي آن را تنگ و اندازه و يك شكل گردان [تا آلت جنگي از آن گذر نكرده و به بدن تأثير نكند] اي اهل بيت داوود شما نيز نيكوكاري كنيد و بدانيد من به آنچه انجام ميدهيد ما آگاهم».
3-3. آموزش صنعت كشتي سازي به حضرت نوح (ع): قرآن كريم به بنيان گذاري صنعت كشتي سازي توسط حضرت نوح (ع) اشاره مينمايد. «و اصنع الفلك بأعيننا و وحينا و لا تخاطبني فيالدين ظلموا انهم مغرقون»؛ اي نوح كشتي را زير نظر ما بساز و به شيوهاي كه به تو وحي كرده ايم و مرا در حق اشخاص ظالم، طلب مكن (8) (و براي جلوگيري از نزول عذاب بر قوم، دلسوزي و شفاعت مكن.)؛ زيرا آنها غرق شدگانند و به غرق شدن آنها حكم شده است. [و حكم الهي تغيير پذير نيست.]
در اين آيه خداوند متعال صنعت كشتي سازي حضرت نوح (ع) را فرايند وحي الهي ميداند و ميفرمايد: «فاوحينا اليه ان اصنع الفلك باعيننا و وحينا» پس ما به نوح وحي كرديم كه كشتي را زير نظر ما و به طريق وحي ما بساز. برخي معتقدند: نوح (ع) صنعت كشتي سازي (9) را زير نظر خداوند و براساس وحي الهي در مدت دو سال تمام كرد. طول كشتي 300 ذراع و عرض آن 50 ذراع و ارتفاعش 30 ذراع بود. وي كشتي را در سه طبقه ساخت؛ دو طبقه زيرين آن را حيوانات و در طبقه فوقاني، خودشان سكونت داشتند. نوح و ايمان آورندگان او در كشتي 80 نفر بودند.(10)
4-3. جنبش نرم افزاري و توليد علم ذوب وتكنولوژي مس توسط حضرت سليمان: قرآن كريم به تسخير باد و دانش ذوب و تكنولوژي مس توسط حضرت سليمان (ع) اشاره ميكند: «و لسليمان الريح غدوها شهر و رواحها شهر و ارسلنا له عين القطر و من الجن من يعمل بين يديه باذن ربه و من يزغ منهم عن امرنا يعملون له ما يشاء من محاريب و تماثل وجفان كالجواب وقدور راسيات»؛ براي سليمان باد را مسخر كرديم. مسير بامدادش يكماهه راه و مسير شبانگاهش نيز يكماهه راه بود و براي سليمان چشمه معادن مس را ذوب كرده و مانند آب، قابل هرتغييري قرار داديم و از طايفه جن، برخي استادان ماهر براي او به اذن پروردگار صنعتهاي ظريف و نفيس ترتيب دادند و هرجني كه از فرمان ما عدول كرد ( واز اطاعت سليمان خارج شد) او را در آخرت از عذاب آتش سوزان چشانيديم. پريان نيز هرچه را كه سليمان(ع) درخواست كرد از قبيل ساخت محرابها و تصويرها و حوض بزرگ و ديگهاي استوار و مستحكم، برايش ساختند.
5-3. اختراع صنعت هواپيما سازي توسط حضرت سليمان (ع): برخي از مفسران در تفسير اين فراز از آيه: «و لسليمان الريح غدوها شهر و رواحها شهر» با استفاده از احاديث گفته اند: ممكن است كه حضرت سليمان با توليد علم، به اختراع هواپيما پرداخته كه با ورزش باد حركت كرده و در هوا جاري بوده است. بنابراين صنعت هواپيماسازي و كشتي راني و مانند آن از ابتكارات انبياء الهي بوده است. (11)
4. قرآن و تحقيقات بنيادي
قرآن كريم با ارائه خلاقيت و نوآوري انبياء الهي و استفاده از روشهاي ابتكاري در ابداعات علمي و اختراعات صنعتي و تعميم و اشاعه اين روشها در سطوح گوناگون زندگي، ضرورت اهتمام به پرورش روح خلاقيت، نوآوري و ابتكار و تلاش در جهت گسترش رشد ذهني و تقويت پويايي و بالندگي را آموزش ميدهد. با استفاده از آيات مذكور و مواردي از اين قبيل، ميتوان به درك اهميت و نقش تحقيقات بنيادي و علوم پايه به عنوان يكي از قلمروهاي اساسي دانش بشري و توجه به تحقيقات و تتبعات بنيادي در زمينه توسعه علوم تخصصي و ارتقاي تكنولوژي در آموزههاي قرآن كريم پي برد. «لاتقف ما ليس لك به علم ان السمع و البصر و الفواد كل اولئك كان عنه مسؤولا».
آشنايي عميق با روشهاي تحقيق نظري و عملي و شيوه هاي كاربرد آنها در مراكز علمي و توجه به اهميت و نقش اساسي متدولوژي در تكميل علوم، تسهيل معرفت و كشف اسرار طبيعت نيز از آموزه هاي اسلام در جهت توليد علم و ارتقاي فرهنگ توليد، به شمار ميآيد، لذا بر مسؤولان كشور است تا در جهت اهداف تفصيلي و خط مشي اجرايي آن با استفاده از منابع غني اسلام،گامهاي مؤثري بردارند. تحقيق و مطالعه در اطراف اين آيات و روايات مربوط به آن و ديدگاههاي تفسيري موجب تحولات بزرگي در تحقيقات بنيادي كشور ميگردد.
5. سبب سازي قدرت و انرژي توسط ذوالقرنين
مطالعه و بررسي آيات مربوط به ذوالقرنين يادآور سبب سازي انرژي و قدرت است كه موجب فتوحات بزرگ در جنگ با ظالمان و ستمگران غربي شد. «و يسئلونك عن ذي القرنين قل سأتلوا عليكم منه ذكراً انا مكنا له في الارض وآتيناه من كل شيء سببا»؛ از تو درباره ذوالقرنين سؤال ميكنند، به آنها بگو بر شما خبر او را ذكر خواهم كرد. در حقيقت ما به او (ذوالقرنين) قدرت و امكانات داده و سببهاي هر چيز را در اختيار او گذاشتيم (تا در جهت ظلم ستيزي و ايجاد امنيت براي قومي كه مورد ظلم و ستم يأجوج و مأجوج قرار گرفته بودند؛ تلاش كند) و ذوالقرنين از اسبابي كه انسان به مقصود ميرسد؛ تبعيت كرد و با استفاده از تجهيزات مدرن و تكنولوژي پيشرفته مشغول امر جهاد شد و تا به انتهاي مغرب زمين، پيش رفت و در كنار درياي «محيط»، به فتوحات مهمي دست يافت و بساط بت پرستان و ظالمان را از آفريقا و اروپا جمع كرد و با شروع سدسازي، سنگهاي بزرگي را پيريزي كرده و بين آنها مس و آهن گداخته ريخت تا حدي كه دو طرف محل بستن سد، پر شد. وي براي ذوب آهن،كورهها فراهم كرد، آهن و مس را ذوب نمود و داخل ديوار ريخت و بناي ديوار را محكم ساخت و سد را روي فلز بنا نهاد. يأجوج و مأجوج كه از مفسدان و ستمگران بودند؛ به دليل ارتفاع سد و صاف بودن ديوار آن، قدرت بالارفتن از سد و سرازير شدن به آن طرف را از دست دادند و به سبب استحكام سد نتوانستند آن را سوراخ نمايند. بنابراين در آن طرف سد مانده و افرادي كه اين طرف با ذوالقرنين ماندند در امنيت قرارگرفتند و از شر يأجوج و مأجوج راحت شدند. ذوالقرنين كه از اولياي الهي بود گفت:
«قال هذا رحمه من ربي فاذا جاء وعد ربي جعله دكاء و كان وعد ربي حقا»؛ اين بناي سد و اتمام آن به دست من نعمت و رحمت خداي من است. زماني كه موعد مقرر براي شكستن سد (جهت نابودي يأجوج و مأجوج)، برسد آن وقت سد شكسته شده و با زمين برابر ميشود؛ وعده پروردگار من حق است.
6. توليد علم و جنبش نرم افزاري توسط انبياء الهي
با مطالعه و بررسي در زندگاني و كارنامة انبياءالهي ميتوان به اين نتيجه رسيد كه هركدام از آنها بنيانگذار جنبش نرم افزاري و نهضت بيداري در عرصه هاي مختلف مادي و معنوي بودند. كارنامه انبياء، نشانگر اين است كه آنها براي آباداني دنيا و آخرت انسان، از طرف خداوند مبعوث شدند، بنابراين توليد علم و صنعت و پيشرفت تكنولوژي مدرن وام دار انبياء الهي است. هركدام از پيامبران الهي خود مخترع و مبتكر صنعت و علوم بزرگي بودند؛ به همين جهت خداوند سبحان در قرآن كريم ميفرمايد: «ويعلمكم ما لم تكونوا تعلمون»؛ يعني رسول گرامي به شما آموزش ميدهد، چيزي كه توان فراگيري آن را نداشتيد.
اساساً انبياء الهي براي آموزش اموري كه فراگيري آن براي انسان امكان نداشت؛ مبعوث شدند.
7. نقش و تأثير «عمل» در توسعه و توليد علم و صنعت
از ديدگاه قرآن كريم، يكي از راهكارهاي اساسي جهت توليد علم و صنعت و فراگيري (12) دانش و تجربه و جوشش و كوشش براي رشد و شكوفايي استعدادهاي ذاتي و بروز و ظهور تواناييهاي فطري و ايجاد حركت انساني براي نزول بركات الهي، عمل نمودن به معلومات است.
رعايت تقواي الهي از طريق انجام واجبا ت و ترك معاصي در امور اعتقادي و عملي موجب تأمين و تنظيم برنامههاي متناسب علمي در عرصههاي مختلف زندگي ميگردد. رمز موفقيت پيامبران الهي نيز همين است. امتياز انبياء الهي بر ديگران، عبوديت و روح بندگي آنها بود. خداوند ميفرمايد: «اتقوالله و يعلمكم الله» تقواي الهي پيشه كنيد تا خداوند معلم و آموزگار شما در تمام عرصهها گردد. علامه طباطبايي در ذيل اين آيه ميفرمايد: جمله «ويعلمكم الله» عطف به محذوف است؛ يعني اگر تقواي الهي پيشه كنيد، خداوند موجبات رشد وكمال و سعادت در عرصههاي مختلف را براي شما فراهم ميآورد و مواهب فراواني به شما ميهد كه يكي از آنها اين است كه خودش در معضلات و مشكلات معلم و آموزگار شما ميگردد.
8. نتايج عمل به معلومات
بنابراين توجه به اهميت عمل به دستورات الهي و اولويت بخشي به بايدها و نبايدهاي خداوند، ما را در توليد و توسعه علم و جنبش نرمافزاري موفق خواهد ساخت؛ در ادامه لازم است به مواردي از فوايد و بهرههاي «اصالت دهي به اجراي دقيق معلومات» اشاره شود:
الف ـ توجه و تلاش در جهت اجراي تحقيقات كاربردي در سطوح فرهنگي و برنامهريزي براي توسعه اجتماعي، اقتصادي و ... .
ب ـ اهتمام جدي به علم و تكنولوژي معاصر و تلاش در جهت طراحي و تغيير تكنولوژي موجود، متناسب با نيازهاي اساسي و ضروري كشور.
ج ـ الهام و الگو برداري از مظاهر جمال الهي و اسرار طبيعت و شگفتيهاي آفرينش در امر ابتكار و اختراع.
د ـ كشف و پرورش استعدادهاي نهفته و ارزشمند و استفاده بهينه از منابع انساني.
ه ـ خلاقيت و نوآوري و ايجاد فضاي فرهنگي مناسب جهت تقويت خودباوري .
و ـ استفاده از روشهاي ابتكاري و ابداعات علمي و اختراعات صنعتي مطلوب .
قابل ذكر است كه خميرمايه تمامي موارد فوق در گستره غني و وسيع دين مبين اسلام وجود دارد.
9. جنبش نرم افزاري و بازگشت انسان به دين در دنياي مدرن:
از آنچه بيان شد به خوبي روشن ميگردد كه دين و انبياء الهي مهمترين نقش را در جنبش نرمافزاري داشته اند، ولي تلاش فراواني شده تا نقش ممتاز دين در توسعه علمي و ردپاي انبياء الهي در جنبش نرم افزاري به كلي حذف گردد.
در قرون اخير، علي رغم هجوم بسياري كه از جانب برخي از فلسفه هاي علمي و مكاتب تجربي بر دين، وارد شده است؛ اما هنوز در جوامع پيشرفته نيز به حيات خود ادامه ميدهد. حتي در اواخر قرني كه گذشت نيز، روي آوري به دين از سوي انساني كه در دنياي مادي غرب، گرفتار شده موج فزاينده اي داشته است؛ به طوري كه بسياري از متفكران و فلاسفه مادي مسلك با اقرار به ناتواني علم، به لزوم بازگشت دوباره انسان به دين و نياز به آن، تأكيد ميكنند. در اين ميان ديگر سخن از تعارض علم و دين نيست؛ زيرا آنها خود ميدانند در صورت دوري از پيش داوريها، هيچ تعارضي بوجود نميآيد و به اين نكته واقفند كه عدم روي آوري به دين و معنويت و دامن زدن به انديشة تعارض علم و دين، پيامدهايي به دنبال خواهد داشت كه هيچگاه با آثار اغماض از تعصب در جانبداري از علم، قابل مقايسه نيست.
روي آوري گسترده بشر غربي به دين، ريشه در يك نكته اساسي دارد كه علم در برآوردن نيازهاي اساسي و اصلي انسان وحتي در بسياري از نيازهاي غير اساسي، ناتوان است. بنابراين چاره اي به جز دوري از اين انديشه ناصواب نيست.
باتوجه به نارساييهاي موجود در فلسفههاي علمي و مكتبهاي تجربي، روشن ميشود كه انديشه تعارض علم و دين، حتي در فرض درستي آن، با پيامدهايي همراه است كه چاره اي جز جانبداري از دين را ايجاب نميكند، در حقيقت انسان امروز با روي آوري به دين و حفظ عقايد خويش، حتي در اجتماعيترين و مادي ترين امور در لابلاي دستاوردها و پيشرفتهاي علوم و تكنولوژي، چند نكته را ثابت كرده است: نخست اينكه، هيچ تعارض قابل ملاحظه و حقيقي بين اين دو عنصر اساسي وجود ندارد و دوم اينكه، انديشه تعارض، قدرت آن را ندارد تا دين را كه پاسخگوي بسياري از نيازهاي بشر است، از دائره حيات انسان حذف كند؛ بالأخره اينكه، اين دو عنصر ميتوانند باهمكاري و تعاون در حيات بشري نقش مؤثري را ايفاء نمايد. علم حقيقي ما را به ضرورت و جايگاه دين و نقش آن در رشد و سازندگي، متوجه ميسازد و دين نيز ما را به ضرورت فراگيري علمي و استفاده از دستاوردهاي علمي در عرصه هاي مختلف آشنا ميسازد و اين دو در واقع، دو بال براي يك پرواز به شماره ميآيند.
10. مواردي از تعاون وتعامل علم و دين
الف ـ حدوث جهان:
از مواردي كه دين به آن تأكيد دارد و آن را از دلايل اثبات وجود خدا به عنوان مقدمه اثبات حدوث عالم ميداند؛ اصل حدوث جهان است. البته اين اصل، توسط قوانين علمي نيز ثابت گرديده است. قانون دوم ترموديناميك ثابت نمود كه جهان پيوسته رو به وضعي است كه در آن تمام اجسام به درجة حرارت پست مشابهي خواهند رسيد؛ به طوري كه و ديگر انرژي قابل معرفي اي وجود نخواهد داشت. از اين رو از آن به آنتروپي (پيري و فرسودگي) جهان تعبير ميشود. برتراند راسل و فرانك آلن در اثبات حدوث جهان سخناني را بيان داشته اند .(13)
ب ـ قانون مندي جهان:
قانونمندي جهان كه مورد تأكيد دين است، بوسيله علم، آشكارتر ميگردد و دانشمندان علوم تجربي در اين خصوص گفته اند: شواهد ما در زندگي روزمره و مشاهدات مدرن تر علوم، پديدههاي تكراري، نظم و ترتيبي را در جهان آشكار ميكند ... قوانين علم چيزي نيستند؛ جز، گزارههايي كه اين نظم و ترتيب را با دقت زياد بيان ميكنند. بنابراين پيش فرض علوم طبيعي، نظم و قانون در طبيعت است و كار دانشمندان شناخت و كشف آن قوانين است. لذا با پيشرفت علم، نمونه هاي بيشتري از نظم حاكم بر جهان نمايان ميشود؛ با استناد به اصل «نيازمندي نظم به ناظم» وجود آفريدگار ناظم ميتوان استدلال نمود.
ج ـ هدفداري حيات:
در بافت و ساختمان وجودي موجودات زنده، يك سلسله فعل و انفعالاتي طبيعي رخ ميدهد و در پي آن خواص و آثاري شكل ميگيرد كه متناسب باغايات و اهداف حياتي ويژه اي است و چنين برميآيد كه اين فعاليتها آگاهانه و انتخاب گرانه بوده و به سوي اهداف ويژه اي جهت گيري شده اند؛ بديهي است هدفداري، شعور و انتخاب اموري نيست كه با حركات لاشعوري ماده (اعم از مكانيكي يا ديناميكي) قابل توجيه باشد. لذا اصل «هدفداري در حيات» كه از علوم طبيعي بدست ميآيد، دليل ديگري بر وجود آفريدگار داناست. (14)
اين هدفداري در موارد متعددي از جمله: تشكيل ساختمان موجودات زنده، رشد فردي، روابط متقابل، (روابط كالبد شناسي و اعمال موجود بين اندامها يا قسمتهايي از بدن) بيش از پيش آشكار و مبرهن است.
دـ راهيابي موجودات: (15)
پيشرفت علوم در عصر كنوني، نوعي راهيابي به درون موجودات را آشكار و اثبات نموده است كه اين امر ما را به وجود خالق و صانع مدير و مدبر راهنمايي ميسازد. البته راهيابي به دو شكل است: شكل اول كه براساس يك نوع نظم ماشيني تبيين ميشود؛ مثل ساعت كه نظم آن با ترتيبي كه بين اجزاء حاكم است با نظم مكانيكي اجزاء قابل توجيه نيست، بلكه با نوعي انتخاب همراه است. آنچه در نظر است نوع دوم است كه نمونههاي آشكار آن در كيفيت زندگي و امرار معاش عنكبوت، مبارزه مورچه با مربا و ذخيره سازي آن، آشيانه سازي پرندگان، آينده نگري حشراتي چون آموفيل، زندگي زنبور عسل و مارماهي و كيفيت عبور و مرور خفاش بدون آنكه به مانعي برخورد نمايد و ... كاملاً مشهود است .(16) اين نمونه ها ميتواند گواه بارزي باشد كه نشان ميدهد شعور وتدبيري دقيق در آفرينش موجودات، دخالت و نظارت ميكند و بالطبع آنها و عقل را به وجود پروردگاري دانا رهبري ميكند.
هـ ـ فلسفه احكام الهي:
البته شناخت دقيق و كامل فلسفه احكام الهي از ظرفيت علم بيرون است و با توجه به اين قسمت از آيه قرآن كريم كه ميفرمايد: «و ما اوتيتم من العلم الا قليلا»ً ، شناخت فلسفه تمام احكام، امري ممكن نخواهد بود. علاوه بر اينكه برخي از احكام الهي ذاتاً داراي فلسفه مادي نيست. مانند نماز كه به اشتباه برخي آن را نوعي ورزش (!!) پنداشته اند. اما برخي از دانشمند ان با تحقيقات فراوان در بعضي از احكام به نتايجي دست يافته اند كه اين نتايج ما را به حقايقي رهنمون ميسازد. براي مثال، مؤلف كتاب «اهميت روزه از نظر علم روز» نتايج و ثمرات خاصي را براي روزه معهود در عرف اسلام، بيان كرده است كه بيان كلي اين نتايج و ثمرات، از روزه (كه در هيچ نوع رژيم غذايي يافت نميشود) ما را به صحت احاديث ائمه هدي مطمئن خواهد كرد. (17)
ولي بااين حال بايد اذعان كرد، اگر روزه باعث سلامتي تن و روان انسان نيز باشد، فلسفه وجوب آن «صحت تن و روان» نيست؛ زيرا اگر كسي در ماه مبارك رمضان از وقت معهود تا زمان مشخص از خوردن امساك ورزد، ولي نيت وي رژيم غذايي يا سلامتي بدن باشد، روزه وي (بعلت خطا بودن نيت) باطل ميشود و حال آنكه اگر فلسفه وجوب «صحت انسان» باشد، نبايد اين چنين امساكي موجب بطلان گردد. و به قول برخي از معاصرا ن، اگر به فرض روزه موجب آسيب بدن شود، با اين حال جنبه عبادي، معنوي و اعتبار ديني اش محفوظ است. روزه فقط به ظاهر، يك عمل جسماني است، در حقيقت، يك سلوك روحي است. صبر و اطاعت و كف نفس جزو اساسي ترين ملكات فاضله اخلاقي است و روزه عملي در جهت سلوك و پرورش روح و تقويت و تهذيب نفس است. لذا نيازي به اين ندارد كه براي چنين ارزشهايي «تصديق دكتر» بياوريم بويژه اينكه شريعت مقدس اسلام، رياضتهاي غير انساني و تكاليف شاق ندارد و كساني كه تاب و توان روزه يا حج يا جهاد را ندارند؛ معاف شده اند. لذا ارزش اخلاقي روزه به قدري اصيل و والاست كه اصلاً نيازي به تأييدية علمي ندارد وگرنه سر از آنجا در ميآورد كه بعضي روزه را با رژيم غذايي و نماز را با نرمش و ورزش خلط كنند. (18)
البته مقصود از سخنان گذشته اين نيست كه علوم ،اصلاً نميتوانند به فلسفة احكام پي ببرند، يا اينكه احكام از عقول بشري فاصله دارند، بلكه منظور اين است كه در بعد اول بايد احكام را از ناحيه عبادت و سلوك روحي بسنجيم و از اين طريق آنها را توجيه كنيم. به عبارتي ديگر، نبايد به صرف آنكه در فلان عمل عبادي فلان اثر مطلوب موجود باشد، فلسفه آن عمل را مبتني بر وجود آن اثر دانست.به فرض كه علم، تمام و كمال، علت و فلسفه عملي را كشف كند، به نحوي كه هيچ مانعي در بين نباشد، بي شك در اين صورت ميتوان كشف علم را پذيرفت، اما اين نيز با توجه به اينكه علوم تجربي مبتني بر استقراء بوده و استقراء حداكثر موجب ظن است، مقبول نيست.
و ـ معجزات متون ديني و پرده برداري علم:
در متون ديني (19)موارد متعددي يافت ميشود كه در زمانهاي گذشته حقيقت امر بر مردم به علل مختلف مثل عدم درك مردم و .. بيان نگرديده است، ولي اكنون پس از گذشت قرون متمادي، به تدريج آشكار ميگردد. مانند حديث معروف پيامبر (ص) كه فرمود:«صوموا تصحوا» ولي حقيقت اين است كه حديث در بيان فلسفه وجوب روزه از جهت سلامتي جسم نيست، بلكه شايد نظري به حكمت و يا يكي از فوائد جسماني روزه دارد. اما در عين حال، خود نوعي اعجاز است.
قانون وراثت كه از قوانين ثابت شده در علوم تجربي است، 1400 سال پيش توسط نبي اكرم (ص) بيان گرديد. آنجا كه فرمود: «انظر في اي شيء تضع ولدك فان المرق دساس». (20)
دانشمندان علوم تجربي با كاوشهاي تجربي بر اين امر پي برده اندكه تغذيه مادر در دوران حاملگي در جنين اثر دارد و مثلاً خوردن برخي از ميوه ها و غذاها به سود يا ضرر جنين است. اين حقيقتي است كه امام صادق (ع) به آن تأكيد فرموده اند: به زنان باردار خود ميوه «به» بخورانيد كه موجب زيبايي فرزندان ميشود .(21) و پيامبر (ص) فرمود: «زن باردار را در ماهي كه وضع حمل ميكند خرما بدهيد كه مايه بردباري و پاكيزگي او ميشود.» (22)
به اعتراف دانشمندان علوم تربيتي، خلقيات مادر در فرزند در دوران جنيني تأثير بسزايي دارد. مثل تأثير ترس در فرزند. (23) و اين امري است كه پيامبر آن را بيان داشته بودند: «الشقي من شقي في بطن امه و السعيد من سعد في بطن امه.»
دانشمندان طي مطالعاتي به اين نتيجه رسيده اند كه نه تنها انسان و حيوان و حشرات و نباتات، حتي جمادات نيز داراي نر و ماده هستند. گرچه كيفيت نر و ماده بودن متفاوت است و اين حقيقتي است كه قرآن بدان اشاره كرده است: و من كل شيء خلقنا زوجين لعلكم تذكرون. (24)
قوه جاذبه عمومي كه توسط نيوتن كشف شد و بوسيلة «نيروي گريز از مركز» تكميل يافت، از مواردي است كه در قرآن مجيد بدان تصريح و تلويح ، شده است: «الله الذي رفع السماوات بغير عمد ترونها» ، «خلق السموات بغير عمد ترونها(25) و القي في الارض رواسي» (26) و امام رضا (ع) در تفسير اين آيه فرموده اند: «ثم عمد و لكن لا تري» (27) ؛آنجا عمودي است كه ديده نميشود.
زيست شناسان پس از سالها مطالعه و كاوش علمي گفته اند: امكان زندگي در كره زمين به علت وجود آب است و شيمي دانان گفته اند: مهم ترين اعمال شيميايي كه براي زندگي و نمو هر جنبنده اي لازم است به وسيله آب بايد انجام شود. معجزه پيامبر (ص) در اين خصوص ميفرمايد: «والله خلق كل دابه من ماء »(28) و يا «و جعلنا من الماء كل شي حي.» (29)
دانشمندان گفته اند: اولين عضو فعال در نوزاد گوش است و سپس چشم و زماني ديگر، دستگاه عصبي اوست. اين در حالي است كه قرآن فرموده است: «والله اخرجكم من بطون امهاتكم لا تعلمون شيئاً و جعل لكم السمع و الابصار و الافئده» (30)
عمل جفت گيري توسط دو گياه كه امروزه توسط دانشمندان گياه شناس محرز گرديده است، در قرآن كريم به نحو صريحي بيان شده است: «وارسلنا الرياح لواقح. »(31) « سبحان الذي خلق الازواج كلها مما تنبت الارض و من انفسهم و مما لا تعلمون.» (32)
گرچه طرفداران هيأت كوپر نيكي از قديم الايام وجود داشته اند، ولي قدرت در دست طرفداران هيأت بطلميوسي بوده است. غافل از آنكه قرآن كريم حقيقت امر را روشن ساخته است: «الذي جعل لكم الارض مهادا». و ايضاً: «و هو الذي جعل لكم الارض ذلولاً فامشوا في مناكبها. » (33)و نيز «و تري الجبال تحسبها جامده و هي تمر مر السحاب صنع الله الذي اتقن كل شيء ...» (34)
اينها نمونههاي اندكي از معجزات علمي قرآن واسلام است. نمونه هاي بسيار ديگري نيز در زمينههاي مختلف علوم وجود دارد كه ضبط و نقل آنها كتاب جداگانه اي راميطلبد.
11. نقدي بر انديشه جداانگاري
علم و دين از منظر اسلام
بايد دانست، انديشه هايي همچون انديشه تعارض علم و دين در حدي به ظهور رسيده اند كه خصوصيات ديني، اجتماعي، سياسي و اقتصادي حاكم بر آن، از ديگر جوامع ـ و از جمله جوامع اسلامي ـ متفاوت است و از آنجا كه اين خصوصيات، علل ريشه اي بروز و ظهور چنين انديشههايي محسوب ميشوند، لذا نميتوان به سادگي آنها رابه مجموعههاي ديگر سرايت داد.
به طور كلي اسلام، خود داراي انديشه ها و زمينه هايي است كه از اساس، توهم تعارض يا جدايي علم و دين را از بين ميبرد؛ چرا كه اسلام، در رهيافتي عقلاني ـ و نه صرفاً نقلي و تعبدي ـ با ترسيم موقعيتها و نقشهاي دين و دانش در زندگي انسان و روشن نمودن ويژگيهاي هر يك و موارد لزوم تعاون و يا استقلال آنها، (نه تضاد آنها) نظريه اي را ارائه مي دهد كه بدون هيچ آسيب و صدمه اي به حريم علم و دين، هر دو را در جزء جزء زندگي انسان منظور ميدارد. لذا در بحث ارتباط علم و دين در جامعه اي اسلامي همچون جامعه ما، هرچند نقد آراء غربي، بطلان نظريه تعارض را روشن ميسازد، اما نميتوان از رهيافت غربي آن به نتيجه اي در خور و شايسته رسيد. لذا بايد با طرح ديدگاههاي موجود در متون اسلامي و نظرات دانشمندان اسلامي ـ كه مبتني بر اصول پذيرفته شده معرفتي و اسلامي باشد ـ اين مسأله را در شرايط جامعه خودي، به بحث گذاشت؛ در اين راستا، حتي طرح مباني بسيار كلي پذيرفته شده در تفكر اسلامي همچون: ماهيت و قلمرو و ويژگيهاي دين، ما را از بحثهاي پيچيده تر در اين زمينه بي نياز ميسازد و دسترسي به مقصود اصلي يعني شناخت نوع رابطه علم و دين را آسان تر ميكند.
رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي نيز با الهام از مكتب اسلام، ضمن نقد انديشه جدايي دين و علم، به عوامل اصلي زمينه ساز توليد علم ونهضت نرمافزاري اشاره نموده اند كه برخي از آن عوامل عبارتند از:
1.استفاده از مغزها و منابع انساني
2.سالم سازي گفت و گوها و اهميت به نقد و مناظره و نظريه پردازي روشمند
3.تشكيل كرسيهاي نظريه پردازي با استفاده از اسلام شناسان واقعي
4.تشكيل كرسيهاي پاسخ به سؤالات وشبهات علمي و ديني
5.تبديل نظريه هاي توليدي و علوم انديشه هاي ابداعي به يك فرهنگ عمومي درحوزه و دانشگاه
6.حمايت از كاشفان و مخترعان ونظريه سازان در كليه رشته هاي نظري و علمي حتي علوم پايه و علوم كاربردي
1- دورانت، ويل، تاريخ تمدن، ج 4، بخش اول: عصر ايمان، ص 197 و 198
2- به سوي محبوب / ص 104
3- بحارالانوار/ ج 78/ ص 179
4- به سوي محبوب/ ص92.
5- ر.ك: ترجمه و شرح فارسي كشف المراد، اثر علامه شعراني، صص 481-485.
6- انبياء/ 8.
7- سباء/ 9-10
8- هود/ 37
9- مؤمنون/ 27
10- ر.ك: قرآن براي همه، ترجمه عبدالمجيد، صادق نوبري، ج2، ص 692.
11- ر.ك: تفسير مجمعالبيان، الميزان ـ المناره في ظلال القرآن، تفسير نمونه، الفرقان، ذيل آيه 13 و 14 سوره نباء.
12- بقره/ 151
13- ر.ك: جهان بيني علمي، برتراند راسل، ترجمه سيد حسن منصور، صص 112-111
14- ر.ك: حيات و هدفداري، تأليف روويس، ترجمه دكتر عباس شيباني، ص 16-15، 102-100، 172-2162
15- براي توضيح بيشتر ر.ك: اصول و روش رئاليسم، ج 5، ص 54-48
16- جهت توضيح بيشتر، ر.ك به : نشانههايي از او، سيد رضا صدر، صص: 86، 161، 172، 195، 196-208، 207 و راز آفرينش صص 48 و 81
17- جهت اطلاع بيشتر، ر.ك به : اهميت روزه از نظر علم روز، دكتر احمد صبور اردوبادي
18- ر.ك كيهان فرهنگي، مصاحبه با آقاي بهاء الدين خرمشاهي، مترجم كتاب علم و دين باربور
19-2. منظور از متون ديني، متون اسلامي و شيعي مخصوصاً قرآن است؛ زيرا كتب عهدين در حال حاضر بدليل تحريفات عديده وحي محسوب نميشود و لذا اخلاق اعجاز بر آنها صحيح نيست.
20- المرق در اين كلام نوراني به معناي «ژن» است.
21- مكارم الاخلاق، چاپ بيروت، ص 172
22- همان، ص 169
23- كودك از نظر وراثت و تربيت به نقل از اعجاز خوراكيها، ص 172
24- ذاريات/50
25- رعد/2
26- لقمان/10
27- تفسير برهان، ج 2، ص 278
28- نور/45
29- انبياء/30
30- نحل/78
31- حجر/22
32- يس/36
33- ملك /10
34- نحل/88
